دریاچه ارومیه، نگین آبی شمالغرب ایران، امروز در آستانه مرگ کامل است. خشکی تقریباً کامل این پهنه آبی، به نمادی از سوءمدیریت، غارت منابع و بیتوجهی ساختاری رژیم به محیطزیست بدل شده است.
این سرنوشت تلخ تنها یک تراژدی طبیعی نیست، بلکه زنگ خطری برای زندگی میلیونها نفر در منطقه است؛ خطری که پیامدهای آن از توفانهای نمکی تا نابودی کشاورزی و مهاجرتهای اجباری ادامه خواهد داشت.
با وجود هشدارهای چند دههای کارشناسان و فعالان محیطزیست، سیاستهای کلان رژیم نهتنها به احیای دریاچه کمکی نکرده، بلکه با سدسازیهای بیرویه، برداشت بیحساب از منابع آب و فقدان برنامهای پایدار، نفس دریاچه را برید.